از بایرام تا آلیک؛ از شش سالگی تا هشتاد سالگی!
از بایرام تا آلیک؛ از شش سالگی تا هشتاد سالگی!
عیوض بیات
ماهنامه بایرام، شماره ۴۰، خرداد ۱۳۹۰
1
ماهنامه فرهنگی- اجتماعی و هنری بایرام (تورکی- فارسی) در حالی وارد ششمین سال انتشار شده است که در این مدت توانسته است 39 شماره و چند ویژهنامه و ضمیمه را به دست مخاطبان خود برساند. اولین شماره این نشریه در اسفند 1385 منتشر شد. هرچند که مجوز انتشار این نشریه به صورت ماهنامه است، اما بنا به دلایلی، نتوانسته است به رسالت خود عمل کند و در طول مدت پنج سال فعالیت، فقط 39 شماره منتشر کرده که به طور میانگین هر 45 روز یک شماره بوده است.
تفاوت بارز و مشخص این نشریه با نشریات دیگر استان در انتخاب موضوع گزارشها و مقالات، حوزه اجتماعی و فرهنگی فعالیت آن است. بر عکس اکثر مطبوعات استان، مطالب بایرام در ارتباط با تاریخ، فرهنگ، ادبیات و زبان مردم منطقه است. به تعبیری بهتر، دغدغه اصلی این نشریه هویت مردم منطقه و مسائل و مشکلات مرتبط با آن است. در اصل نیز وجود مطبوعات محلی و منطقهای در همین راستا تعریف میشود. یعنی رسانههای سراسری مسائل سراسری را منعکس کرده و وظیفه مطبوعات محلی و منطقهای نیز بحث و بازتاب مسائل مربوط به منطقه است. چونکه در ایران، اینگونه مسائل جایی در مطبوعات و رسانههای همگانی پیدا نکردهاند.
عدم انتشار منظم این نشریه دلایل متعددی دارد که قبلا نیز ذکر شده و اکثر مخاطبان در جریان هستند. اصلیترین علت این امر ناشی از مشکلات مالی است که همین امر، مشکلات دیگر را نیز درپی دارد. نبود وضعیت اقتصادی مناسب برای تهیه آگهی، نبود شرکتها و کارخانجات تولیدی خصوصی و دولتی، عدم همکاری ادارت و چندین مشکل و مسئله دیگر که دست در دست هم دادهاند تا مطبوعات استان و در کنار آن نیز ماهنامه بایرام با مشکلات اقتصادی دست به گریبان شوند. از سوی دیگر نبودن امکانات اقتصادی باعث میشود تا محدودیتهای متعددی حول نشریه گرد آیند. نداشتن کادر فنی تخصصی، عدم انتشار منظم، عدم توان در تعیین مخاطب و... همه ریشه در وضعیت بد اقتصادی دارد.
هرچند که در شعار، بیاناتی در خصوص حمایت از فرهنگهای منطقهای و تلاش در جهت حفظ آنها ذکر میشود، اما متاسفانه در قابل برخی نشریات و خصوصاً بایرام که رویهای فرهنگی داشته و دارد، عکس این شعارها را شاهد بودهایم و همیشه نگاههایی بدبینانه و تنگ نظرانه نسبت به آن وجود داشته است. حتی با درخواستهای متعدد آن مبنی بر افزایش گستره توزیع از استان به منطقه شمال غرب و تهران نیز مخالفت شده است. در صورتی که اگر با این درخواست موافقت شود، اکثر مشکلات مالی این نشریه نیز حل و فصل خواهد شد.
2
چند روز پیش که ترجمه کتابی با عنوان «مسئله ارمنی از دیدگاه ترکیه و آذربایجان» را در دست داشتم، برای اولین بار به اسم روزنامهای برخوردم که در ایران منتشر میشود و نه تنها من، بلکه اکثریت قاطع اهالی مطبوعات نیز هیچ اطلاعی از وجود آن ندارند. بحثی مربوط به دوره محمدرضا شاه و حمایت نشریهای به نام «آلیک» از ارامنه در مورد ادعای نسلکشی ارمنی. در این باره با چند تن از دوستان نیز صحبت کردم ولی کسی اطلاعاتی در مورد آن نداشت. به همین دلیل از اینترنت یاری گرفته و «گوگل» را به امداد طلبیدم. با تایپ عنوان «آلیک» در جستجوی گوگل با مشاهدات جالب توجهی روبرو شدم. اولین لینک مشخصات کلی نشریه را داده بود و دومین لینک هم خبر مراسم هشتادمین سال انتشار این روزنامه در دوم آبان 1390 و چندین لینک دیگر در مورد این روزنامه.
آلیک (موج)، تنها روزنامه ارمنیزبان ایران و دومین روزنامه قدیمی کشور پس از روزنامه اطلاعات است که همه مطالب این نشریه به زبان ارمنی نوشته میشود. در دوم آبان ماه 1390 مراسم گرامیداشت هشتادمین سال انتشار آن گرامی داشته شد. نکته جالب توجه، حضور افرادی مانند «گریگور آراکلیان»، سفیر ارمنستان در ایران، «سعید تقوی»، رییس امور اداری اقلیتهای مذهبی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، «علی دهباشی» سردبیر مجله فرهنگی- هنری بخارا، «روبرت بگلریان» نماینده اقلیتهای ارامنه اصفهان و جنوب در مجلس شورای اسلامی، «دکتر حسینی»، رییس بنیاد مطالعات قفقاز و «مدیا کاشیگر» مترجم و نویسنده در این مراسم بود که در انجمن اجتماعی ارامنه تهران برگزار شده بود. در ارمنستان نیز وزارت دیاسپورای آن کشور هشتادسالگی آلیک را به عنوان یکی از قدیمیترین روزنامههای دیاسپورا جشن گرفت.
دکتر احمدی نژاد نیز طی پیامی هشتادمین سالگرد انتشار روزنامه ارمنی زبان آلیک را تبریک گفته بود. در واقع «گیورگ وارطان» نماینده مردم ارامنه تهران و شمال در مجلس با ارسال نامهای به شماره 90/6370/نم به وی، خواستار صدور پیام تبریک شده بودند و رئیس دولت نیز پیام تبریک خود را اینگونه آغاز کرده بود: «هشتادمین سالگرد انتشار روزنامه «آلیک» را به جامعه شریف هموطنان ارمنی و دستاندرکاران این روزنامه وزین تبریک میگویم...»
و اما روزنامه آلیک
نخستین شماره آن در آغاز سال 1310 شمسی به سردبیری «هوسپ تادئوسیان» برادر «کریستاپور میکائیلیان»، یکی از سه بنیان گذار حزب «داشناکسوتیون» (بحث در مورد حزب داشناک را به شماره بعدی میگذارم) منتشر شد. آلیک چهار سال به صورت هفتهنامهای چهار صفحهای منتشر میشد. بعد تا 1320 یک روز در میان (هفتهای سه شماره) منتشر میشد و از این تاریخ به بعد تا امروز به صورت روزنامه منتشر شده است. آلیک در کنار انتشار نشریه اصلی، ضمیمهها و نشریات وابستهای هم داشته است که از میان آنها میتوان به ماهنامه آلیک (1340-1342)، دوهفتهنامه آلیک نوجوانان (1348-1357) و ضمیمه ادبی صفحه 404 (1368-1382) اشاره کرد. در حال حاضر نیز ضمیمهای به عنوان خاچمِروک (چهارراه) منتشر میکند. نکته جالب توجه دیگر این است که این روزنامه، کتابهای متعددی را نشر و روانه بازار کتاب کرده است و علاوه بر انتشار روزنامه، مؤسسه نشر کتاب نیز به حساب میآید.
این روزنامه ارگان رسمی حزب داشناکسیتیون (یعنی فدراسیون انقلابی ارمنی) است و بررسی عملکرد و روش آن بدون توجه به این واقعیت، شدنی نیست. داشناک همان حزبی است که در قتلعام مسلمانان آذربایجان در بین سالهای 1917 تا 1921 و جنگ قرهباغ از سال 1988 تا 1994 دست داشته است و علاوه بر آن، کشتارهای بسیاری نیز در ترکیه داشته است. هدف از تشکیل این حزب تلاش برای تشکیل «ارمنستان بزرگ» از دریای خزر تا دریای سیاه است. بخشهای شمال غربی ایران، شمال عراق، شرق ترکیه، کل جمهوری آذربایجان و گرجستان و... در این نقشه جای میگیرند. این حزب تروریستی حملات متعددی نیز بر علیه منافع ترکیه در اقصی نقاط جهان داشته است.
«روبرت صافاریان» یکی از خبرنگاران پیشین این روزنامه و نویسنده کنونی دوهفته نامه ارمنی- فارسی «هویس» به مناسبت هشتادمین سال انتشار این روزنامه یادداشتی در روزنامه شرق نوشته بود که در آن اشارات خوبی در مورد موضع این روزنامه شده است: «این كه من روش آلیك را از منظر روزنامهنگاری نمیپسندم، دلایلی دارد كه در این جا نمیتوان بسط داد، اما خلاصهاش این است كه آلیك روزنامهای است كه تفكر سیاسی معینی را دنبال میكند كه از دید من یك جور «ملیگرایی تعصبآلود» است. با این همه آلیك به عنوان یك واقعیت انكارناپذیر، یك مؤسسه انتشاراتی باثبات، در تاریخ ارامنه ایران نقشی بازی كرده است كه نه میتوان بر آن چشم بست و نه میتوان از كنارش گذشت.
عيوض بيات، 1360(ائيواز بايات)، زنگان.