درسهایی از زلزله آذربایجان که مردم، مسئولین و نهادهای مرتبط باید یاد بگیرند
عیوض بیات
چاپ شده در هفتهنامه موج بیداری زنجان، سال نهم- شماره ۲۴۳- چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱
1
حدود ساعت 17 روز شنبه 21 مرداد 1391 زلزلهای به بزرگی 6.2 در مقیاس ریشتر بخشهایی از آذربایجان را لرزاند. به دنبال این زمینلرزه، تعداد بسیاری از روستاهای منطقه قرهداغ دچار خسارت شدید شد. در شهرهای این مناطق نیز خسارات چشمگیر بود. هرچند آمار دقیق کشته و زخمیشدگان، میزان خسارات وارده بر روستاها و شهرهای منطقه به صورت واقعی مشخص نگردیده و هر یک از مسئولین، آمار متفاوتی با دیگری ارائه میدهند اما به طور میانگین میزان کشتهشدگان در این زلزله حدود 306 نفر و زخمیها نیز حدود 3000 نفر اعلام شده است. در حالی که به نظر میرسد آمار واقعی بیش از این باشد. زیرا آمار اعلام شده بر اساس اظهارات سازمان نظام پزشکی استان آذربایجان شرقی بوده است و دکتر بهرام صمدیراد مدیرکل پزشکی قانونی استان آذربایجانشرقی در روز دوم زلزله اعلام کرده بود که «در برخی از روستاها، کشتهشدگان بدون کسب مجوز از پزشکی قانونی دفن شدهاند و ما آمار دقیقی از آنها نداریم.». از سوی دیگر آماری که در بازدید از 13 روستای آسیبدیده از سوی ساکنین آنها به اکیپ خبرنگاری بایرام ارائه شد، میزان کشتهشدگان در این 13 روستا به 76 نفر میرسید و اگر این تعداد را به نسبت روستاهای آسیبدیده حساب کنیم، این آمار خیلی بیشتر از میزان اعلامی از سوی نهادهای دولتی خواهد بود.
در مورد تعداد روستاهای آسیبدیده نیز آمار دقیقی اعلام نگردیده است. احمدرضا شجیعی قائم مقام سازمان جمعیت هلال احمر کشور به ایسنا گفته بود «یکهزار و 10 روستا در این منطقه درگیر زلزله بودند که از این میان 130 روستا بین 70 تا 100 درصد و 20 روستا نیز به طور 100 درصد تخریب شد.» از سوی دیگر، مدیر کل امور روستایی استانداری آذربایجان شرقی از وارد شدن خسارت جدی به 300 روستای شهرستانهای اهر، هریس و ورزقان بر اثر زلزله خبر داده بود. همچنین استاندار آذربایجانشرقی گفته بود: «97 روستای شهرستان هریس، 293 روستای شهرستان اهر و 47 روستای شهرستان ورزقان بین 40 تا 100 درصد آسیب دیدهاند.»
این در حالی است که بر طبق استاندارهای بینالمللی، میزان کشتهشدگان در زلزلهای با این مقیاس، نباید بیش از دو نفر باشد. خوشبختانه زلزله آذربایجان در روز اتفاق افتاد و به دلیل اینکه بیشتر مردم در مناطق روستایی در حال برداشت محصول بوده و خارج از منازل مسکونی حضور داشتند، میزان کشتهشدگان خیلی کم بود. اگر این بلای طبیعی شب هنگام روی میداد، قطعاً تعداد کشتهشدگان به دهها هزار نفر میرسید.
مردم هرآنچه که از دستشان برمیآمد را انجام دادهاند و اکنون نوبت مسئولین و نهادهای مرتبط است که به وظیفه خود عمل نموده و وعدههایشان را عملی سازند. در اینجا قصد بر نقد عملکرد دولت و رسانههای ارتباطی جمعی نیست و فقط گوشزد کردن برخی نکاتی است که در صورت عدم توجه، در آینده میتواند خسارت جبرانناپذیری را در مناطق دیگر وارد کند. این نکات حاصل مشاهدات این جانب در هنگام بازدید از مناطق روستایی و همچنین کار و فعالیت در ساخت و ساز ساختمانهای مسکونی و اداری در مناطق شهری است.
2
منازل مسکونی در اکثر روستاهای ایران به مانند روستاهای مناطق زلزلهزده آذربایجان، خشت و گلی است و در مقابل کمترین لرزشهای زمین مقاومتناپذیر. این امر در مناطقی مثل آذربایجان که تراکم روستاها در آنها خیلی زیاد است، خطری بالقوه محسوب میشود که متاسفانه در منطقه قرهداغ به بالفعل تبدیل شد. اگر نهادهای مرتبط فکری برای بازسازی منازل مسکونی مناطق روستایی نکنند، مشخص نیست اینبار نوبت کدام منطقه است که ساکنین آن جان خود را از دست داده و مردم به سوگ بنشینند.
هرچند که در برخی از مناطق روستایی طرحهای بازسازی به اجرا درآمده، اما این طرحها نیز کاستیهای فراوانی داشته و برخی از افراد و سازمانها تخلفاتی صورت میدهند که نتیجه نوسازی ساختمانها را بینتیجه میکند. در ادامه به برخی از این موارد اشاره میکنیم:
در بیشتر موارد مشاهده میشود که نقشه مهندسی طراحی شده برای ساختمانهای روستایی یکسان است. این نقشه نه تنها برای ساخت منازل یک روستا به کار میرود، بلکه در یک منطقه وسیع نیز همان نقشه اجرا میشود. درحالی که بر طبق وضعیت آب و هوایی، سنجش میزان مقاومت خاک و بسیاری عوامل دیگر، باید نقشهای جداگانه برای هریک از ساختمانها طراحی و اجر شود.
از سوی دیگر، با توجه به دور بودن مناطق روستایی از شهرها و پرهزینه بودن رفت و آمد به روستاها، مهندسین ناظر ساخت و سازها جهت نظارت بر ساخت، در مناطق روستایی حضور نیافته و این وظیفه را یا بر عهده افراد غیرمتخصص واگذار کرده و یا پس از اتمام ساخت، واحدهای ساخته شده را تأیید میکنند. این امر باعث میشود تا برخی از سازندگان، ساخت و سازها را بر طبق نقشه ارائه شده (نقشهای یکسان برای همه) به پیش نبرده و به دلیل صرفهجویی در هزینهها، در نوع و میزان مصالح دستکاری کنند. همین امور باعث میشود تا مقاومتی که در ظاهر برای ساختمانهای جدید در نظر گرفته شده، کمتر از حد انتظار بوده و در مقابل زلزله مقاوم نباشند.
3
در هیچ جای دنیا اجازه داده نمیشود که مالک، خود مجری ساخت ساختمان باشد، بلکه کار ساختمانسازی به افراد متخصص آن سپرده میشود، این در حالی است که در ایران هر فردی با هر تخصصی میتواند مجری ساخت ساختمان خود باشد. به همین دلیل نیز تخلفاتی در ساخت و سازهای شهری صورت میگیرد که در برخی موارد، متفاوت با تخلفات روستایی است. یکی از تخلفاتی که به دفعات مشاهده شده، تخلف در آزمایشبردای از بتونهای مورد استفاده در ساخت و سازها از سوی آزمایشگاههای سنجش مقاومت بتن و سازندگان و پیمانکاران است. هرچند نمونهبرداری از سوی آزمایشگاههای سنجش مقاومت بتن الزامی است اما راههای فرار از آن نیز از سوی سازندگان و نمونهبرداران کشف شده است. بدین صورت که در بتنریزیهای دستی که از سوی پیمانکاران انجام میگیرد، هنگام مراجعه مسئول نمونهبرداری از آزمایشگاه بتن، بین مثلث «سازنده- پیمانکار- نمونهبردار» هماهنگی کامل به وجود آمده و بتن ویژهای جهت نمونهبرداری که شاید مقاومت آن بیش از حد استاندارد هم باشد، آماده شده و در قالبهای نمونهگیری ریخته میشود. پس از آن، کار بر طبق روال پیشین به پیش میرود و به خاطر صرفهجویی در هزینهها از میزان سیمان مورد استفاده کاسته میشود و قطعاً اگر نمونه برای آزمایش از این بتن برداشته شود، مقاومت آن خیلی کمتر از حد استاندارد خواهد بود. در مواردی مشاهده شده است که به خاطر وجدان کاری برخی از مسئولین نمونه برداری، تخلف صورت نگرفته و در نتیجه آن بتن مورد آزمایش قرار گرفته نیز مقاومت لازم را نداشته است. در این مواقع است که مسئلهای به نام داشتن آشنا در شهرداری و برخی نهادهای مرتبط و غیرمرتبط دیگر به کار میافتد و ....
تخلف دیگر کمکاری از سوی سازنده ساختمان و تأیید آن از سوی برخی مهندسین ناظر است. این امر بیشتر در مواردی اتفاق میافتد که ساخت منازل مسکونی از سوی افرادی صورت میگیرد که کارشان ساخت و فروش منازل مسکونی و در اصطلاح عموم بساز بفروش هستند.
در اینگونه موارد، سازنده تمام تلاش خود را میکند تا از مصالح مورد استفاده بکاهد تا از این طریق بتواند سود بیشتری ببرد. اگر مهندس ناظر ساختمان با صاحب کار کنار آمده و از میزان میلگرد و آهن کاسته شده ساختمان چشمپوشی کند، مشکلی بین آن دو پیش نخواهد آمد. اما در غیر این صورت، سازنده ساختمان به راحتی مهندس ناظر را تغییر داده و ناظر دیگری را انتخاب میکند. پیمانکاران ساختمانی هم که از سبک شدن کارشان راضی بوده و طرف سازنده را میگیرند.
مسئله دیگری که در ساخت و سازها وجود دارد عدم حضور دائمی مهندس ناظر در پروژه در دست ساخت است. تخلفات در اینتگونه موارد به دو صورت اتفاق میافتد. در مدل اول؛ اگر مهندس ناطری وجدان کاری داشته و در کار خود دقیق باشد، برای هر طبقه از ساختمان دو بار سرکشی کرده و به مدت حداکثر نیم ساعت نظاره میکند. در بیشتر مواقع مشاهده شده است که طبقات ساختمان بر طبق نقشه طراحی شده انجام میگیرد اما پس از تأیید از سوی مهندس ناظر و رفتن وی، بنا به دستور صاحب کار، برخی از مصالح مورد استفاده مانند میلگرد از جای خود خارج گردیده و برای طبقات بعدی نگه داشته میشود.
در مدل دوم؛ در همان ابتدای کار بین مهندس ناظر و صاحب کار توافق صورت میگیرد و سازنده به هر طریق ممکن مهندس را راضی میکند که یا در مراحل ساخت اشکال نگیرد و یا در پایان کار مراجعه کرده و کلیه مراحل ساخت را تأیید نماید.
پرداختن به موارد دقیق و ریز تخلفات در ساختمانسازی احتیاج به گزارشی چندین صفحهای دارد ولی در اینجا به ذکر همین موارد کلی بسنده میشود بلکه مسئولین و نهادهای مرتبط با این امر، فکری به حال ساختمانهای شهرها و روستاهای کشور بکنند. با نظارت دقیق در امور ساخت و ساز، شاید بتوان از بلایای طبیعی مثل زلزله در امان ماند و یا میزان خسارات آن را به حداقل کاهش داد.






عيوض بيات، 1360(ائيواز بايات)، زنگان.