آيا دریاچه ارومیه می‌میرد؟

عيوض بيات

درياچه اروميه واقع در شمال غرب ايران و دومين درياچه آب شور جهان با 5500 کيلومتر مربع مساحت، يکي از نادرترين ذخيره‌گاه‌هاي زيستي ايران و جهان و داراي 102 جزيره کوچک و بزرگ است كه كل مساحت جزایر بر روی هم، معادل 334 كیلومتر مربع می‌باشد كه جزایر اسلامی، كبودان، اسپیر، آرزو و جزایر 9 گانه از نظر وحوش و وسعت قابل اهمیت می‌باشد. طول تقریبی دریاچه در حدود 130 تا140 كیلومتر و عرض آن بین 15 تا 40 كیلومتر است. اين درياچه یکی از 9 ذخیره‌گاه بیوسفری ایران است که به همراه جزاير دروني آن از سوي سازمان يونسکو به عنوان ذخيره‌گاه طبيعي به ثبت جهاني رسيده است. متاسفانه روند نزولي سطح آب اين درياچه در سال‌هاي اخير کارشناسان و دوستداران محيط زيست را نگران کرده و هشدار کارشناسان را در رابطه با وضعيت اين زيست‌بوم ارزشمند آذربايجان درپي داشته است. کاهش 6 متري عمق آب و قرار گرفتن سطح آب 2 متر پايين‌تر از تراز اکولوژيک درياچه، شوره‌زار شدن سطح وسيعي از درياچه، پيوستن جزاير 9 گانه به خشکي که زيست و زادآوري موجودات زنده بويژه پرندگان را با تهديد مواجه کرده و کاهش تعداد آرتميا به عنوان تنها موجود آبزي پارک ملي درياچه اروميه در پي افزايش شوري آب، زنگ خطر نابودي اين درياچه را به عنوان يک ثروت طبيعي براي کشور و آذربايجان براي مسولان و کارشناسان امر به صدا درآورده است.

هم اكنون تراز دریاچه ارومیه نیز 67/1271متر از سطح آب‌های آزاد است و نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل يك متر و هفت سانتی‌متر كاهش یافته، همچنین از اول آبان ماه سال گذشته تا چند روز گذشته مجموع بارش‌ها تنها 22 سانتی‌متر ارتفاع آب دریاچه را افزایش داده است. در سال زارعی 87-86 تا فروردین ماه، 43 سانتی‌متر ارتفاع آب پایین رفته بود در حالی این رقم در سال زراعی 88-87 در حدود 107 سانتی‌متر است كه این امر باعث افزایش 36 درصدی شوری آب دریاچه و املاح آن شده است.

لب‌های دریاچه ارومیه خشكید!

به بياني ساده‌تر، درياچه اروميه در حال خشك شدن است و بنا به گفته كارشناسان محيط زيست اگر اين روند ادامه داشته باشد، سه سال ديگر نه تنها اثري از اين درياچه نخواهد بود بلكه در شمال غرب ايران و كشورهاي منطقه شوره‌زاري عظيم تشكيل خواهد شد كه زندگي مردم منطقه را از بين خواهد برد. البته به گفته جهانگیرزاده نماينده اروميه، اگر این دریاچه دچار مشکل شود، باید صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مجدد شود. 8 میلیارد تن نمکی که باد از این دریاچه از غرب به شرق کشور می‌برد می‌تواند زندگی 13 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار دهد و حتی زندگی مردم تهران را هم دچار مشکل کند. در حال حاضر 250 هکتار از زمین‌های اطراف دریاچه به شوره زار تبديل شده است.

طبق بيان كارشناسان محيط زيست، 8 ميليارد تن نمك در درياچه موجود است و هم اكنون نيز 60 درصد از اقليم درياچه اروميه به كوير تبديل شده است و در صورت عدم اقدام موثر در نجات درياچه اروميه، اين بمب نمكي 8 ميليارد تني مشكلات بسياري عديده‌اي ايجاد مي‌كند. با توجه به ميزان بالاي نمك در درياچه اروميه، خشك شدن درياچه و ورزش بادهاي حاوي نمك به سمت شهرها و زمين‌هاي كشاورزي اطراف درياچه، سبب نابودي زمين‌هاي كشاورزي، زيستگاه‌هاي جانوري، شهرها، تخريب ساختمان‌ها و ... را علاوه بر آذربايجان غربي، در ساير استان‌هاي همجوار مثل آذربايجان شرقي، زنجان، كردستان و كشورهاي توركيه، عراق و جمهوري خودمختار نخجوان به دنبال خواهد داشت.

کاهش عمق آب درياچه اروميه متاثر از دو عامل اقليمي و انساني است. کاهش قابل ملاحظه ميزان بارندگي در سال‌هاي اخير و وابستگي مستقيم بارش با حجم روان آب ورودي به درياچه، نقش تاثيرگذاري در پايين رفتن سطح آب درياچه داشته است. افزايش دما و تبخير سطح درياچه يکي ديگر از عوامل اقليمي تاثيرگذار در اين مساله است.

احداث سد و توسعه بي‌رويه کشاورزي در بالادست حوضه آبخيز درياچه اروميه و احداث جاده ميانگذر، از عوامل انساني است. در حال حاضر نزديک به40 سد و بند احداث و يا در دست اجراست که حجم قابل توجهي از آب‌هاي برداشتي به مصرف کشاورزي مي‌رسد. وجود اين سدها باعث جلوگيري از ورود آب رودخانه‌ها به درياچه شده است.

احداث پل ميانگذر، يكي ديگر از عوامل انساني كم شدن سطح آب درياچه اروميه است. احداث اين پل اثرات مخربي مانند جلوگيري از چرخش (circulation) آب درياچه دارد. چرخش آب درياچه اروميه به صورت پاد ساعتگرد است، حال آنكه پل شهيد كلانتري كه از سمت غرب حدود 12 كيلومتر و از سمت شرق حدود 2/3 كيلومتر خاكريزي شده (و تنها 1276 متر مياني به صورت پايه‌گذاري است) مانع اين چرخش طبيعي است. پل شهيد كلانتري در يكي از كمترين فاصله‌هاي گلوگاهي درياچه اروميه احداث شده كه در واقع «مانند يك طناب بر گردن اين درياچه»، چرخش آب را خفه كرده است. شايد در روزنامه‌ها و كتاب‌هاي چند سال آينده تنها يادي از يك درياچه‌اي باشد كه سال‌ها قبل در شمال غربي ايران واقع بوده است و چنين بوده و چنان بوده و هم اكنون تبديل به بزرگترين شوره‌زار ايران شده است.

آيا درد «اورمو گؤلو» پاياني دارد؟

براي جلوگيري از ادامه روند كم شدن سطح آب و خشكي درياچه، راه‌هاي گوناگوني ارائه مي‌شود كه بارور کردن ابرها، افزایش راندمان آبیاری، رها كردن آب ذخيره شده پشت سدهاي ايجاد شده بر روي رودهاي منتهي به درياچه، تغییر الگوی کشت، انتقال آب از رودخانه‌هاي نزديك به درياچه از طريق احداث كانال و ... از جمله اين راه‌ها برای نجات دریاچه ارومیه است. مطمئناً نجات اين درياچه نياز به تلاش جدّي مردم، دوستداران طبيعت و محيط زيست و مسولان داخلي و بين‌المللي دارد. در حالي كه براي ساخت و آبگيري «سد سيوند» سر و صداهاي فراواني از سوي نشريات، سازمان‌ها، نهادها و افراد گوناگون برپا شد، خشك شدن درياچه اروميه در بايكوت كامل خبري قرار گرفته و كسي فرياد رس «قوي سفيد آذربايجان» نيست و با كساني هم كه به فكر حمايت از اين درياچه هستند، برخورد شديد شده است كه نمونه آن گردهم‌آيي سمبليك 13 فروردين دوستداران طبيعت براي نشان دادن اعتراض خود نسبت به عدم حمايت مسئولين از درياچه بود. در اين روز عده بی‌شماری از مردم منطقه و طرفداران حفاظت از محیط زیست در ساحل دریاچه ارومیه جمع شده و با ريختن يك ليتر آب به درياچه، خواستند خطر نابودی این موهبت طبیعی را به گوش جهانیان رسانده و مسئولین ذیربط و اکولوژیست‌ها را وادار و تشویق کنند تا برای نجات دریاچه ارومیه پروژه‌های فوری و قابل اجرایی طرح‌ریزی نمایند اما با برخورد شديد نيروهاي انتظامي و امنيتي روبرو شدند.

متاسفانه در وضعيتي كه با خشك شدن درياچه اروميه، شمال غرب كشور به بيابان نمك تبديل خواهد شد، در سوي ديگر مسئولين محترم در استان‌هاي كويري ايران ابرها را بارور مي‌كنند تا آنجا را به باغ و بستان تبديل كنند.

به نظر شما اين كار را چه مي‌توان ناميد؟ چرا در حالي كه آبادي‌اي به ويرانه تبديل مي‌شود، ويرانه‌اي را آباد مي‌كنند؟

پاسخ این سوال را با گذر از زمان می‌توان یافت!