روزي كه به خودشان تعلق ندارد

به مناسبت 16 مهر، روز جهاني كودك

ساعات زنگ چالدی

مدرسهمیز چوخ اوزاقدا

کیفیمی گؤتوردوم

دیلیم ائوده قالدی

مسائل و مشكلاتي در مورد كودكان در كشور وجود دارد كه رفع آنها نياز به همتي بسيار بلند دارد. كودك آزاري، كار اجباري كودكان، تنبيه جسمي و روحي كودكان در منازل و مدارس، كودكان خياباني و... از جمله اين مسائل هستند. در نگاه از زاويه‌اي ديگر (كه متاسفانه فعالان دفاع از حقوق كودك نيز اين بخش از مسائل را سانسور مي‌كنند) مي‌توان مشاهده كرد كه برخي كودكان در برخورداري از اين مشكلات اجتماعي سهم بيشتري از آن را در كشور بر دوش مي‌كشند. اين معضلات نيز مسائلي نيستند جز تبعيض‌هاي فرهنگي و هويتي نسبت به كودكان غير فارس. اين بخش از جامعه كه اكثريت را نيز شامل مي‌شود، علاوه بر مسائل ذكر شده پيشين، از آموزش رايگان به زبان مادري، تماشاي برنامه‌هايي تلويزيوني و سينمايي به زبان مادري، مطالعه كتاب‌هاي چاپ شده توسط هزينه‌هاي دولتي به زبان مادري، داشتن نامي برگرفته شده از هويت خود (بيشتر اسامي توركي براي نام‌گذاري كودكان ممنوع است و به والدين اجازه داده نمي‌شود اسمي براي كودكشان انتخاب كنند كه نشان دهنده هويت كودك است) و خيلي حقوق ديگر محروم هستند. متاسفانه نگاه منفي نسبت به قوميت‌ها در ايران (توهين و تحقير نسبت به قوميت‌ها در صدا و سيما به حدي رسيده است كه مقام معظم رهبري نسبت به اينگونه موارد هشدار مي‌دهند. در ميادين ورزشي و ورزشگاه‌ها نيز به طور واضح به ملت آذربايجان توهين‌هاي قومي و ناموسي مي‌شود بدون اينكه برخ.ردي با اينگونه افراد صورت بگيرد) باعث شده تا والدين نيز در سوق كودكان‌شان به سوي كتمان هويت و زبانشان ياريگر باشند. نمونه واضح و روشن اين امر در شهر خودمان قابل مشاهده است، جايي كه اكثر والدين نه تنها كودكانشان را به يادگيري زبان مادري‌شان تشويق نمي‌كنند، بلكه از بدو تولد، با او به زباني نامادري صحبت مي‌كند و براي اينكه كودك از صحبت‌هاي روزانه والدين با يكديگر، زبان توركي را ياد نگيرند، خود نيز نه با يكديگر، بلكه با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها مبادرت به اين كار مي‌كنند بدون اينكه متوجه باشند اين امر چه خطراتي را در پي دارد و مي‌تواند شكاف عميق بين نسلي را به وجود آورد كه هيچ وقت قابل جبران نيست.

قرار گرفتن روز جهاني كودك در ماه مهره -ماه بازگشايي مدارس- همراه است با اجبار يادگيري زباني كه براي اكثر كودكان ايران زباني ناآشنا و غريبه به حساب مي‌آيد، هرچند امروزه با صرف هزينه‌هاي گزاف و فراوان، سعي بر آن است كه اين كودكان از بدو تولد اين زبان ناآشنا را ياد بگيرند تا ايراني يكدست و يك زبان داشته باشيم و سعي‌شان بر آن است تا در حرف، شعار «وحدت در عين كثرت» را سر داده و در عمل به سوي «وحدت در ما شدن» حركت كنند. اين در حالي است كه بر طبق اصل 15 قانون اساسي حق خواندن و نوشتن ساير زبان‌ها در كنار زبان رسمي آزاد است ولي متولي آن مشخص نيست.

علاوه بر آن، قانون اساسي كشور به برابري افراد تاكيد كرده و صريحاً اعلام داشته است كه تفاوت‌هاي قومي، زباني، مذهبي و... باعث برتري نمي‌شود ولي در عمل و در نتيجه‌ي نگاه امنيتي به اقوام، قوميت، زبان و ... باعث برتري كودكي بر كودك ديگر گرديده است. پيمان‌نامه بين‌المللي حقوق كودك نيز در بندهاي مختلف بر حق برخورداري كودكان از همه حقوق به طور برابر، از جمله برابري در حق تحصيل و آموزش به زبان مادري در كشورهاي كثيرالمله تاكيد كرده است. در زير نمونه‌اي از اين بي‌عدالتي آورده مي‌شود تا شايد كساني كه ادعاي عدالت‌خواهي دارند و از اين بي‌عدالتي خبر ندارند آگاه شوند:

در اواخر شهريور ماه و چند روز مانده به بازگشايي مدارس، مجري برنامه كودك شبكه استاني، در برنامه‌اي كه به صورت زنده پخش مي‌شد، سعي داشت كودكان حاضر در استوديوي برنامه و تماشگران تلويزيوني را از اهميت يادگيري زبان و رفتن به مدرسه آگاه سازد. وي از اهميت زبان فارسي، انگليسي و عربي آگاه براي كودكان خطابه كرد («خوب بچههاي عزيز چند روز ديگه مدرسهها باز ميشن و شماها به مدرسه ميرين، اولين زباني كه بايد خواندن و نوشتنش رو ياد بگيرين زبان فارسي هستش، آخه فارسي زبان ملي ما هست و ما بايد به زبان ملي خودمون مسلط باشيم.... دومين زبان، زبان انگليسي هستش كه در سالهاي بالاتر اونو ياد ميگيرين. زبان انگليسي زبان بينالمللي هستش و براي اينكه ما با آدمهاي ديگهاي توي دنيا ارتباط داشته باشيم بايد اين زبان رو ياد بگيريم.... سومين زبان هم زبان عربي هستش. چون عربي زبان اسلام هستش ما بايد اونو ياد بگيريم تا بتونيم قرآن بخونيم و ....») و سخني از زبان مادري خود به زبان نياورد، در حالي كه از اولين كلمه او و كودكان مي‌توان فهميد كه او زبان مادري خود را (خواسته و يا ناخواسته) رها كرده و زبان‌هاي نامادري را تبليغ مي‌كند. شايد تقصيري هم ندارد براي اينكه او از مديرش دستور مي‌گيرد و مديرش هم از مديرش. اين را خود مدير كل صدا و سيماي استان (آقاي رزمجو كه مديري غيربومي است و زبان توركي بلند نيست، كه اين امر نيز با هدف افتتاح شبكه‌هاي استاني كه در ظاهر توجه به فرهنگ مناطق است در تضاد است) در مصاحبه مطبوعاتي‌اش در تاريخ 2 دي ماه 1388 و در پاسخ به سوال خبرنگاري در مورد عدم پخش برنامه‌هاي كودك، نوجوان و جوان به زبان توركي اعلام كرد و گفت كه «براي پخش اين برنامه‌ها مجوز قانوني نداريم و بايد تهران مجوز پخش توركي اين برنامه‌ها را بدهد تا بتوانيم اين كار را انجام دهيم[1]».

در اين چند سطر خواستيم به افرادي كه مسائل فرهنگي و هويتي‌شان را ناديده مي‌گيرند و چشم خود را به روي اينگونه مسائل مي‌بندند نكاتي را يادآوري شده باشيم و قصد نداريم از اهميت ساير مشكلات كودكان كشور كاسته، و مسائل هويتي را برجسته كنيم ولي بر طبق نظر جامعه‌شناسان «فردي كه دچار بي‌هويتي مي‌شود، هر كاري از او سر مي‌زند». به اميد روزي كه من، من باشم و نه تو.


[1]- مصاحبه مطبوعاتي مديركل صدا و سيماي زنجان، ماهنامه بايرام، سال سوم، شماره 23، سال 1388، ص 25.