«تبّت یَدا» رُمانیندا آتالار سؤزو، آتماجالار (بخش اول)
«تبّت یَدا» رُمانیندا آتالار سؤزو، آتماجالار (بخش اول)
عیوض بیات
«تبّت یَدا» رومانی است تاریخی- اجتماعی که توسط آقای «حیدر عباسی» (باریشماز) در سال 1387 و از سوی انتشارات «اوحدی» منتشر شده است. این رمان 278 صفحهای که به زبان تورکی نوشته شده است، فضای اجتماعی حاکم در دوره ارباب و رعیتی (فئودالي) را به زیبایی به تصویر کشیده است. مخصوصاً اینکه نویسنده در این کتاب به ظلمها و اجحافهای صورت گرفته بر علیه زنان از سوی خان و افراد زير دست او را به صورت کاملاً آشکار و بدون سانسور بیان نموده است.
اهمیت دیگر این رمان، انتخاب زبان و نحوه نوشتاری و به عبارت بهتر از دیدگاه ادبی است. هر چند که نویسنده در برخی موارد، از رئالیسم به سمت ایدهآلیسم گرایش پیدا میکند اما از منظر ادبي از «ضرب المثل»ها و «آتماجا»های فراوانی استفاده کرده است به طوری که میتوان این کتاب را علاوه بر رمان بودنش، یک کتاب ضرب المثل نیز دانست. وقتی که نویسنده شخصیتهای را در مقابل هم قرار میدهد، بسته به شرایط آن، به جای گفتگوی مستقیم از این ضرب المثلها استفاده میکند و به طریقی، جان تازهای به بخشی از ادبیات تورکی میبخشد. همچنين نويسنده توانسته است به خوبي فضاي حاكم بر روستاهاي آذربايجان در دورههاي گذشته و آداب و رسوم آنها را به تصوير بكشاند.
همچنین نویسنده برای راحتی خواننده و درک بهتر مطالب، کلماتی را که فهم آن برای عموم سخت است، در آخر کتاب به همراه معنی آن آورده است که در این بخش 209 کلمه جای گرفته است.
وی «تبّت یَدا» را به «یئر اوزونون دؤرد بیر یانیندان، هر دیاردا «ابولهب»لرین اللرینی چاپماغا اوزانان بیلکلره» تقدیم کرده است. داستان كلي كتاب بدين گونه است: معلمي به نام «صمد» كه داراي تفكري روشنگرانه و عدالتخواه است و در راه مردم و سعادت آنها گام برميدارد و در موقعيتهاي به وجود آمده بر عليه خان ظالم عصيان ميكند. شخصيت «صمد» در اين داستان، ناخودآگاه خواننده را به ياد «صمد بهرنگي» و تعليم او در روستاها مياندازد. اين شخصيت كه يك معلم روستاست، در مقابل اقدامات خانها عصيان كرده و گروهي را تشكل ميدهد كه به كمك همين گروه، خانها را از پاي درميآورد. خان از طرق مختلف سعي ميكند صمد را به طرف خود بكشاند، اما به خاطر اراده محكم و استوار صمد، در اين راه ناموفق است و هر بار صمد به او اخطار ميدهد كه يك روز مُشارها (ارّهها) ظالمان را دو نيم خواهند كرد و در آخر داستان نيز، صمد در يك دادگاهي كه خود قاضي آن است، خان را با مشار دو نيم ميكند. نكته جالب توجه اين است كه وي به راحتي ميتواند با صحبت كردن و ارائه توضيحات لازم، در افراد مختلف تاثير گذاشته و جذب كند. نمونه آن دختري است روسپي كه با صحبتهاي صمد، به گروه مبارزين صمد پيوسته و يكي از عوامل كشته شدن خانها و افراد زير دست آنها ميشود.
حیدر عباسی متولد 1322 مراغه است. وی علاوه بر کتاب فوق، آثار دیگری نیز در بخشهای شعر، داستان، شرح و ترجمه دارد. از جمله آثار وی میتوان به جلد اول و دوم «شرح انور»، ترجمه تورکی «نهج البلاغه»، «والعصر»، «دووارلار»، «چاغریلمامیش قوناقلار»، «دارتيلماميش دَنلر» و... اشاره کرد.
برای آغاز، چند نمونه از ضربالمثلهای این کتاب را میآوریم و در شمارههاي بعدي آن را پي خواهيم گرفت:
- سوپان داشینین قورخوسو، باغیرساقلارا دویون سالار. (در مواقعی به کار میرود که میخواهند ابهّت شخصی را نشان بدهند. همه از او حساب میبرند.)
- بیر دامچی سو اولوب یئره جومماق. (وقتی که کسی در یک لحظه ناپدید میشود، ميگويند. یک قطره آب شد و به زمین رفت)
- آدی، اوزونلو قیش گئجهلرینین یئمیشی اولموشدو. (در شبهای بلند زمستان، نام و کارهای او نُقل محافل و ِورد زبانها شده بود. نشان از معروفيت دارد.)
- دیلینین سویونو چکدیریر. (معمولاً شخصي که از ترس کسی دچار استرس و ترس میشود، دهانش خشکیده و احساس تشنگی میکند. همه از آن شخص حساب ميبرند.)
- آللاه یئددی آرخادان دؤنهنینی باغیشلاسین.
- چؤرک هاردا یورولسا، اوردا خیخلایار. (روزی انسان هرجا باشد، به دست میآید.)
- منیم آتدیغیم اوخ، یانا چووماز. (تیر من به خطا نمیرود. شخصي به كار ميبرد كه به كار خود مطمئن است.)
- اویاق گؤز یالان دئمز. (انسان آگاه خطا نمیکند، چشم بصیرت داشتن.)
- باخیشلاریما قارانلیق چؤکدو. (نگران شدن، احساس ناامنی کردن. عدم اطمينان از كاري كه انجام ميدهيم.)
- ایت یال اومماسا، قویروق بولاماز. (پاچه خواری کردن.)
- کیشینین کیشیدن نهیی آرتیق دیر؟ احتیاطی! (در مواقعی گفته میشود که کسی به دنبال چیزی میگردد ولی پیدا نمیکند، در آن لحظه شخص همراه فوری آن را میدهد و این جمله را میگوید. برای احتیاط وسایل مورد نیازش را به همراه برمیدارد.)
- من چؤرک کسن دئییلم. (باعث نمیشوم روزی کسی قطع شود.)
- سنه قیزدیرما گلن یئرده، بیزه اؤلوم گلسین. (در مواقعی به کار میبرند که میخواهند به کسی عرض ارادت کنند.)
- دادیزدیرماغا دوز- چؤرهییمیز اولماسا دا، دوز- چؤرهیین حُرمتینی یاخشی بیلیریک. (به کسی خیانت نمیکنیم. دوز یئییب دوزدان سیندیرماریق.)
- بولود کیمی یالان اولدو. (هیچ از آب درآمد.)
- ائله بیل اونا ایلان گؤرسهدیرلر. (وقتی که کسی از چیزی فرار میکند، این ضرب المثل به کار میرود.)
- بوخچو بؤیویوب موشار اولوب. (تکامل یافتن، رسیدن)
- پیچاق ویرسایدین قانی چیخمازدی. (از خود بیخود بودن.)
- یونجاسی آرتیق دوشوب. (وقتي كه كسي از حدود خود تجاوز كند، گفته ميشود.)
- ایتینه «چَکیل اویانا» دئمک اولمور. (نمیتوان چیزی به او گفت. به فردی خطاب است که خیلی بانفوذ و قدرتمند است.)
- ایلیگیم، سنین دوز- چؤرهگیندن دوزَلیب. (هرچه دارم، از شماست.)
- اوزون دیلینی، باشینین دالیسیندان چیخاردارام. (پدرش را درمیآورم. زبانش را از حلقومش بيرون ميكشم.)
عيوض بيات، 1360(ائيواز بايات)، زنگان.